خرید بک لینک

خیلی وقتا که به خواهرم فکر می کنم ناگهان حس می کنم یه ثروت عظیم داشتم و از دستش دادم و خیلی فقیر و بیچاره شدم ... یه احساس تنهایی و غربتی می کنم که هیچ چیزی نمیتونه جبرانش کنه ...

چند هفته پیش یکی از همسایه های قدیمی که دخترشون با خواهرم دوست بود و الان ساکن آمریکا هستند تازه متوجه شد بودند و بهم پیام دادن ولی هر چقدر با خودم کلنجار میرم نمیتونم به مامانم بگم

برچسب: نویسنده: آرتین حبیبی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:22

اینجا می نویسم چون کسی نمی خونه و مجبور به مراعات و سانسور نیستم ... این روزا در بدترین شرایط روحی هستم خیلی بی انگیزه و مستاصل ... هیچ امیدی ندارم غیر از این که چند روز دیگه محرم شروع میشه و شاید یه کم سبک بشم ... واقعا از ته دل از خدا میخوام که اگه قراره بعد از محرم همین طوری باشم و تغییری نکنم د

برچسب: نویسنده: آرتین حبیبی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:22

هیچ وقت حال و روزم انقدر فجیع نبوده واقعا از لحاظ روحی داغونم و نمیدونم چه کار کنم. انقدر حالم بده که بعضی وقتا قلبم درد می گیره و نفسم بند میاد.

برچسب: نویسنده: آرتین حبیبی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:22

صفحه بندی